خرید بک لینک

برای زندگیم که نابود شد
برای جوونیم که به باد رفت
برای دلم که فقط شکسته شد
برای آرزوهایی که بهشون نرسیدم
برای عشقی که شد حسرت ابدی
برای اشتیاقم به زندگی که از بین رفته
برای اعتمادم که بعدش پشیمون شدم
برای شادی های معمولی که تجربشون نکردم
برای یه خنده از ته دل که یادم رفته چه شکلیه
برای مهربونیام که بعدش احساس حماقت کردم
برای همه برای های معمولی که نشد بشه

برچسب: نویسنده: کوروش رستگار تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 4:44

گوش نبودید چشم که داشتید،ندیدید رنج هایم را؟وقتی که زیر بار بغض هایم ترک میخوردم،ندیدید زانو های خسته از درد زخم هایم را؟تنها ماندم وقتی که از دنیا دلگیر میشدم،وقتی که گوشه گیر میشدید تنها نمیماندیدگره که میخوردید باز میشدید از منگره که میخوردم دندان نمیشدید حتیسردم بود که جیب خواستم ازتان، سریعا جیب های خود را دوزیدیدآه..ادای دلسوزی فرق دارد با اصول دل سوزی،سرما که میشد شالگردنتان بودم،یخ که میزدم (ها) نمیشدید حتیچقدر گریه به گرمابه،چقدر اشک زیر دوش حمام؟چقدر خنده های مجبوری؟چقدر کنج های مهجوری؟...سپهر ایران منش...

برچسب: نویسنده: کوروش رستگار تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 4:44

آدم است دیگردل تنگ میشود،اشک میریزد و با پاییز ابری میشود آسمان روزگارشآدم است دیگر...گاهی بی حوصله میشود و با نگاهی خیره به آن سوی پنجره دنیا را ترک میگویدسرمای اینجا همیشگیست باور کندر تابستان قلب هایی که یخ میزند کم نیستدر پاییز با قطره های باراندر زمستان با دانه های برفو در بهار رویش درد های جدید را جشن میگیریمدلم گرفته است مانند اولین باران پاییز که از چشمانم سرازیر شددلم گرفته است و هم صحبتی نیستبرای درد بی درمان من یک چاره ای نیست✍️ سپهر ایران منش

برچسب: نویسنده: کوروش رستگار تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 4:44

صفحه بندی